بديع الزمان فروزانفر

74

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

منقطع شد خوان و نان از آسمان * ماند رنج زرع و بيل و داسمان قوم موسى مطابق روايات پس از خروج از مصر مدت چهل سال در تيه سر گردان ماندند و خدا بر ايشان ، من ( ترنجبين ) و سلوى ( بلدرچين ) مىفرستاد ولى آنها ازين غذا كه بىرنج بدانها مىرسيد دل زده شدند و از موسى تره باره از سير و عدس و پياز و خيار طلبيدند و آن نعمت آسمانى منقطع گشت . تفصيل اين قصه را مىتوانيد در ذيل آيه‌ى و 61 از سوره‌ى البقرة در همه تفسيرها بخوانيد ، محمد بن جرير طبرى در تفسير خود اقوال مختلف را در تفسير اين دو آيه نقل كرده است ( تفسير طبرى ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 225 ، 235 ) ذكر « سير » در گفته‌ى مولانا بدان سبب است كه « فومها » در آيه‌ى 61 به سير مقابل پياز تفسير شده و يا آن كه بعضى از قراء « ثومها » خوانده‌اند . باز عيسى چون شفاعت كرد ، حق * خوان فرستاد و غنيمت بر طبق باز گستاخان ادب بگذاشتند * چون گدايان زله‌ها برداشتند لابه كرده عيسى ايشان را كه اين * دايم است و كم نگردد از زمين بد گمانى كردن و حرص آورى * كفر باشد پيش خوان مهترى ز ان گدا رويان ناديده ز آز * آن در رحمت بر ايشان شد فراز زله : باقى مانده‌ى غذا كه از مهمانى با خود برند و صوفيان اين عادت داشته‌اند كه باقى مانده‌ى غذا را از خانه‌ى ميزبان بر گيرند و با خود برند و « زله كردن » از مصطلحات آنهاست ( احياء العلوم ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 12 ) . گدا رو : وقيح و سخت رو ، مبرم و مصر در گدايى . ( فرهنگ نوادر لغات و تعبيرات ، ضميمه‌ى مجلد هفتم ديوان كبير انتشارات دانشگاه طهران ، در ذيل : گدا رو ، و گدا رويى ) .